تبلیغات
Günaydın Azərbaycan - ریشه یابی نام تبریز
Günaydın Azərbaycan

Hoşgeldiniz
Welcome to Azerbaijani Weblog

Mudur : Polat Alemdar

ریشه یابی نام تبریز

1390/08/3  Time: 20:40

Bu Yazinin Bölməsi: General(عمومی) ،

توضیح:
        در زیر سعی شده بدون هیچ دخل و تصرفی در نوشته های به ظاهر تاریخی و علمی نویسندگان به ریشه یابی یا حداقل به بیان پاره ای از گفته ها و روایات در مورد پیدایش تربیز و نام تربیز(Tebriz- Tərbiz) انجام گیرد. اما از پراکندگی و بدون دلیل و سند بودن روایات گفته شده در این باب تاکنون استنباط حتمی در مورد تاریخ شهر وجود ندارد لااقل تا زمانیکه تحقیقاتی مبتنی بر تاریخ حقیقی و علمی 
انجام نگردیده است و از همه مهمتر مطالب کلیدی و قفل گشای مسائل تاریخی انتشار نمی یابد.


زمان پیدایش و موقعیت اولیه ی تبریز تاکنون مشخص نشده است. در منابع علمی و تاریخی به نظرات متفاوتی پیرامون این مسئله برخورد میکنیم. صرف نظر از این که بسیاری از منابع سده های میانه، بنای تبریز را مربوط به زبیده خاتون همسر هارون الرشید دانسته اند، مسئله ی پیدایش آن همواره محل بحث بوده است.

تاورنیه و شاردن اکباتان قدیم ماد را و سبئوس مورّخ ارمنی سده ی میانی، شهر کازا را به عنوان تبریز حساب کرده اند. گیز سفیر انگلیس که در 1801 همراه سرجان ملکم به ایران آمده بود، نوشته است که تبریز همان شهر قدیمی کازا است. تقریباً چهل سال بعد از گیز، فلاندن که از طرف دولت فرانسه به ایران آمده بود، ضمن بحث از تاریخ باستان این گونه بیان کرده که کسانی نام قدیم تبریز را به صورت کابریک، اکباتان و کازا ذکر نموده اند.

نویسندگانی که نامشان در بالا آمده، موقعیت تبریز را به درستی مشخص نمیکنند. در واقع تبریز در دامنه ی کوه سرخاب جای میگیرد. کوه سرخاب با بلندی 400- 500 به رنگ قرمز از طرف شمال و شمال شرق تبریز را احاطه کرده است. شهر با آب رودهای آجی چای و مهران چای آبیاری می شد. مهران چایی از وسط شهر جاری بود. در کتیبه ی سارگن دوم آمده است که شهر با کانالهایی پر از آب احاطه شده است. احتمالاً این کانالها از آب مهران چای و آجی چای پر میشدند.

درباره ی زمان بنای تبریز نظرات مختلفی ارائه شده است. نادرمیرزا با انتساب بنای تبریز به دوره ی ساسانیان مینویسد: «شدنی است که اساس تبریز را خسرو نهاده، بعدها به ویرانی گراییده و به روستایی بدل شده است.» محمد حسن خان صنیع الدوله و ولادیمیر مینورسکی با نظر نادرمیرزا موافق هستند.

فاوستوس مورخ ارمنی که حوادث سده ی چهارم را تا 387 م. در اثر خود آورده، جنگ شاهپور دوم ساسانی (379-309) را با واساگ سردار ارمنی در سالهای 6-375 در تبریز به تصویر کشیده است: «... پادشاه ایران با سپاهیان خود به ارمنستان و سپس آترو پاتنه هجومی ترتیب داد. ارتش ایران در تاورژ اردو زد. واساگ با سپاه 200 هزار نفری خود، قرارگاه پادشاه ایران را در آنجا آتش زد. در آنجا تصویر پادشاه را یافته و با پیکان آن را درید.»

سطرهایی که به نقل از فاوستوس بوزاندی آورده شد، وجود تبریز را به عنوان شهری بزرگ در سده ی چهارم ثابت میکند. سپاهیان ایران و ارمنستان در اینجا جنگیدند. به دلیل اهمیت نظامی تبریز، قرارگاه شاهی و قسمت اصلی ارتش ایران در آنجا مستقر بود. بی تردید شهری که در سده ی چهارم بزرگ بوده، میباید خیلی پیشتر بنا شده باشد.

جکسون استاد آداب، رسوم، دین و ادبیات ایران در دانشگاه کلمبیا که در 1903 به تبریز آمده، مینویسد:

«تبریز چنان شهری است که تاریخ بنای آن دانسته نیست. ولی رقم هزار سال را میتوان برای سن آن جزئی شمرد. ایرانیان ادعا میکنند که زبیده خاتون همسر هارون الرشید بنای شهر را نهاده است. بدین ترتیب آنان قدمت آن را نادیده میگیرند. درست است که چشمه ای به نام زبیده در تبریز وجود دارد. با اینحال این شهر در دوره ی ساسانیان یعنی 400 سال قبل از زبیده موجود بوده است.» جکسون کمی بعد مینویسد: «در تبریز از زیر زمین سکه هایی بیرون میآید. من یک مهر و چند سکه مربوط به دوره ی ساسانی و پارفیا را دیدم. این مهر را قطعاً میتوان به دوره ی هخامنشیان مربوط دانست... مهر به شکل تخم مرغ بود.   اندازه ی آن 25 میلی متر بود. در این مهر سنگ سرخ یاقوتی بود که بر آن تصویر شاه یا جنگاوری حک شده بود. او با خنجری دو تیغهای در حال کشتن حیوان وحشی عجیب الخلقهای بود. این تصویر به تصاویر روی سنگها تخت جمشید شبیه است.» جکسون ادامه میدهد: «ظریف کاری روی این مهر ثابت میکند که این مهر بعدها بر اساس تصاویر دیگر ساخته نشده است. هیچ دلیلی برای جعلی بودن آن وجود ندارد.»

جکسون نشان میدهد که پژوهشگرانی همچون ویلیام هیزوارد دانشمند آمریکایی انتساب این مهر به هخامنشیان را تصدیق میکنند. بدین ترتیب انتساب این سکهها به ساسانیان و پارفیا و مهر به هخامنشیان، این امکان را فراهم میآورد که احتمال دهیم، تبریز در سده های هفتم تا چهارم پیش از میلاد موجود بوده است.

برخی نظرات درباره ی قدمت شهر تبریز ابراز شده است. نادرمیرزا مینویسد که تبریز بیش از سده ی هشتم جایی آباد بوده و حصاری داشته است. مینورسکی با اساس قرار دادن واژهی «داورژ» این شهر را به دورهی پارفیا و حتی پیش از ساسانیان منسوب میداند. احمد کسروی تبریز را در فهرست قدیمیترین شهرها آورده است. جمال الدین فقیه دانشمند ایرانی معاصر اشاره میکند که تبریز حتی میتواند از قدیمیترین و نامدارترین شهرهای مادها به شمار آید.

نظر دانشمندانی که نامشان در بالا آمد، به استثنای جکسون بی اساس بوده و مبتنی بر مدرک و دلیلی نیست. آنچنان که معلوم است هیچ شهری به یکباره پدید نمیآید. شرایط اقتصادی و اجتماعی معینی برای پیدایش آن لازم نیست. شهرها با پیدایش طبقات و دولت به وجود میآیند. از سوی دیگر از قدیم شهرها در جاهایی مساعد برای دفاع در برابر دشمن ساخته شدند. فردریک انگلس مینویسد: «شهر جایی است که حصارهای سنگی، کنگرهها، خانههای آجری یا سنگی طایفه یا اتحادی از طایفه ها را در بر میگیرد. این ترقی بسیار بزرگ هنر ساختمان را میرساند. ولی هم زمان علامتی از افزایش خواسته های دفاعی و خطر است. ثروت به سرعت افزایش مییافت ولی مانند ثروت شخصهای دیگر...»

سخنان انگلس میتواند به تبریز نیز مربوط باشد. در سده ی هشتم قبل از میلاد، قلعه ای با دو لایه استحکامی وجود داشته است اطراف قلعه را خندقهایی پر از آب احاطه میکرد. دیوارهای دفاعی از قدیم یک علامت تمایز شهر از روستا بوده است. شهرهای قدیم همراه با داشتن نقش (اقرار)، نقش تجارت و هنری نیز دارا بوده اند. همچنان که در کتیبه ی سارگن دوم دیده میشود، در آنجا (تبریز) انبار غله، گله ی اسب و ارزاق مختلف وجود داشت. مساحت شهر آنقدر بزرگ شده بود که اهالی اطراف آن نیز به همراه حمله ی سارگن در آنجا گرد آمده بودند. تمامی این دلایل ثابت میکند که تبریز در سدهی هشتم پیش از میلاد شهری بزرگ بوده است. گفتنی است که در دورهی مورد بحث، تبریز شهری در قلمرو دولت ماننا بود.

به طور کلی تشکیل شهرها در آذربایجان به اواسط هزاره ی دوم پیش از میلاد باز میگردد. از کتیبه ی سارگن دوم مشخص میشود که شهرهایی همچون ایزیرتو، اوشکایا (اسکوی کنونی)، آنیاشتانیا، اولخو و... در اراضی ماننا موجود بوده است.

شهر تارویی- تارماکیس (تبریز) در حوزه ی آجی چای، جنوب کوه سرخاب، شمال سهند و شرق دریاچه ی ارومیه به میدان جنگ تبدیل شده بود. پیش از شرح کتیبه ی سارگن دوم، موقعیت جغرافیایی تبریز را در این دوره به صورت مختصر مرور میکنیم. به هنگام تشکیل دولت ماننا سه نیم ناحیه در حوزه ی دریاچه ی اورمیه موجود بود. یکی از آنها «قیلزان» در سواحل غرب دریاچه بود. دومی ناحیه ی جنوب دریاچه با مرکزیت زاموا بود. همین ناحیه اساس حیات اقتصادی ماننا را در خود داشت. سومین ناحیه در شرق دریاچه ی اورمیه قرار داشت. کوه سهند این ناحیه را به دو قسمت تقسیم میکرد. جنوب سهند «اویشدیش» (تقریباً غرب مراغه) در قلمرو ماننا بود. قسمتی که شامل تبریز کنونی بود یعنی منطقه ی آجی چای، به صورت مستقل محل زندگی طایفه ی دامی بود. این قسمت به نسبت دو ناحیه ی دیگر از نظر اقتصادی بسیار پیشرفت کرده بود. در اینجا باغداری و صیفی کاری به صورت گسترده وجود داشت.

در آن اراضی که دولت اورارتو اشغال کرده بود، کانالها کشیده شدند. آشوریان مانع این کار بودند. در سده ی هشتم پیش از میلاد، دولت ماننا تابع اورارتو و آشور نبوده و خود به صورت مستقل عمل میکرد.در دوره ی حاکمیت ایرانزو، شهر ایزیرتو یا ایزیرتا به عنوان پایتخت ماننا از نظر اقتصادی و نظامی مرکزیت داشت. ولی کشمکشهای داخلی پس از مرگ ایرانزو به سستی و ضعف آن انجامید. سارگن دوم با استفاده از فرصت به ماننا لشکر کشید. در کتیبه ای که نبردهای سارگن دوم را به زبان آشوری در سال 714 پیش از میلاد به تصویر کشیده، نام 21 شهر آمده است.

سارگن دوم در هفتمین سال پادشاهی اش (سال 717 پ. م) به قلمرو ماننا داخل میشود. او پس از تصرف اوشکایا به قلعه ی استحکام یافته ی تارویی- تارماکیس میرسد. این قلعه که در منطقه ی باری قرار داشت، بسیار استوار بود. از کتیبه ی سارگن پیداست که دالیها در شهر میزیستند. سارگن دوم به اوشکایا در مرز اورارتو میرسد. او پس از تصرف اوشکایا و آنیاشتانیا، قلعه های تارویی-تارماکیس را در محل تبریز کنونی یا کمی آن طرفتر اشغال میکند. سارگن در کتیبه چنین میگوید: «دیوارهای دژ تارماکیس دو لایه بود. در اینجا خندقی به اندازه ی فرات است و اطراف را جنگلهایی پر پشت احاطه کردهاند. بناهای زیبایی در شهر وجود دارند.»

شهر در این کتیبه تارویی- تارماکیس نامیده شده و همچنین از اولخو نیز نام برده است. در این کتیبه به هنگام بحث از بناهای شهر بیان شده است که در این بناها درختان سدر برای ساخت ستون مورد استفاده قرار گرفته اند. در اینجا سدهای محکمی وجود دارد. تمامی ارزاق و دواب مورد نیاز سپاه در اینجا نگهداری میشد. اسبهای مورد نیاز سپاه نیز در اینجا پرورش مییافتند. ساکنان نواحی اطراف از ترس در اینجا گرد آمده بودند.

«هنگامی که من به شهر تارماکیس یورش بردم اهالی آنجا را ترک گفته و به صحراها گریختند. این سرزمین را به چنگ آوردم. در جاهایی مسکونی که به وضع جنگی استحکام یافته بودند نبرد کردم. دیوارهای همان دژها را تا به پی ویران کرده با خاک یکسان نمودم. خانه های داخل دژ را آتش زدم. آذوقه ی فراوان ساکنان آنجا را در آتش سوزاندم. انبارها انباشته از جو را گشوده و آذوقه ی سپاهیان بی شمارم را تأمین نمودم. 30 روستای اطراف دژ را سوزاندم. دود بر آسمان برخاست.»

از نوشته ی موجود در کتیبه معلوم میشود که اهالی تارماکیس در برابر هجوم سپاهیان سارگن دوم ایستادگی جانانه ای کرده اند. از سوی دیگر گرد آمدن اهالی اطراف در اینجا، وجود انبارهای آذوقه و نیروهای سواره ثابت میکند که تارماکیس در سال 714 پ. م شهری بزرگ بوده است. علاوه بر این تارماکیس به دلیل دارا بودن دژها و دیوارهای بزرگ و جای گیری در شمال کوه سهند، اهمیت نظامی فراوانی داشته است. خود دژ با آب محاصره شده و با خندقه ایی عمیق احاطه شده بود. ملیکیشویلی تارویی- تارماکیس را شهری استحکام یافته مینامد. اقرار علیف نیز به درستی تارویی- تارماکیس را تاوریز (تبریز) نامیده است.

در کتیبه از زیبایی بناهای موجود در تارماکیس بحث میشود. این نیز پیشرفت معماری آن دوره را نشان میدهد. اهالی تارماکیس عبارت از جنگجویان داوطلب بودند. آنان کشت و زرع داشته اند. زمینهای رعیت داخل در زمینهای اربابی بود. کانالهای موجود در اینجا تنها برای زمینهای دولتی به کار نمیرفت. صاحبان مزارع خصوصی حتی از کانالهای اربابی استفاده میکردند. بیشتر اسیرانی که از تارماکیس گرفته شده، کارگران باغها و کارگاه های صنعتی شاهی بوده اند. چرا که در مراکز انضباطی اورارتو کارگاه های صنعتی شاهی بزرگی وجود داشتند.

آنچنان که پیداست شهرها هیچ کدام به یکباره پدید نمی آیند. طبق نوشته ی کتیبه، از آنجا که تبریز در سده ی هشتم پ.م موجود بوده احتمال دارد که این شهر در اواخر هزاره ی دوم پ.م شکل یافته باشد. بدین ترتیب با این محاسبه، تبریز به عنوان یک شهر با تاریخی 3 هزار ساله است. در 1960 باستان شناسان انگلیسی در قره تپه (یانیق تپه) در 30 کیلومتری جنوب غرب، خانه هایی با دیواره های گلی و آجر نپخته مربوط به 2100-1900 پ.م یافتند. در اینجا کارگاه و انبار آذوقه نیز موجود است. این دلایل نشان میدهد که اهالی تبریز و اطراف آن از بسیار قدیم به صنعت اشتغال داشتند.

بدین ترتیب همچنان که تبریز در سدهی هشتم پ.م شهری آباد بوده، در نتیجه ی هجوم سارگن دوم تماماً ویران شده، سپس بازسازی شده و در سده ی چهارم و سوم به شهری بزرگ تبدیل شده است. جالب است که تقریباً از همان دوره یعنی سده های سوم و چهارم پ.م تا اوایل سده ی هفتم به نام تبریز در منابع برخورد نمیشود. تنها در دورهی هجوم عربها به آذربایجان، نام تبریز به میان میآید. در نیمه ی نخست سده ی نهم تبریز دژی شده و در اواسط همان سده گسترش یافته و مستحکم شده است. وجناء بن رواد در آنجا دربار و استحکامات دفاعی بر پا کرده بود. احتمالاً تبریز چندین بار در معرض زلزله یا هجوم دشمنان ویران و به قصبه ای تبدیل شده و سپس دوباره از نو مرکز تجارت و صنعت شده است.

ریشه ی واژه ی «تبریز» تاکنون مشخص نشده است. سید احمد کسروی که دیر زمانی پیرامون نام روستاها و شهرهای آذربایجان پژوهش کرده، اعتراف میکند که درباره ی منشأ واژه ی تبریز به نتیجه ای نرسیده است. «من پس از جستجویی دور و دراز، معنای واژه ی تبریز را متوجه نشدم. از آن رو جستجو را ادامه ندادم.» به نظر کسروی تمامی نوشته های موجود در کتابها یا مسائل مشهور در افواه پیرامون معنای تبریز، از دایره ی علم و منطق خارج است. در نهایت این پژوهشگر بی نتیجه بودن جستجویش را اذعان میکند.

اصطلاح «تبریز» از سده ی 17 تاکنون توجه نه تنها دانشمندان شرق بلکه دقت دانشمندان اروپایی را برانگیخته است. شاردن در این باره مینویسد: «من چنان شهری نمیشناسم که نام آن به اندازه ی تبریز موجب مباحثه شود.» فلاندن سفیر دولت فرانسه که در سال 1841 به ایران آمده در عرض 16 روزی که در تبریز اقامت داشت به مسئله ی نام تبریز در کنار مسائل دیگر توجه کرد. نادر میرزا مینویسد که بر ما معلوم نیست نام تبریز از کدام زبان است. در این باره نمیتوانم سخنی بگویم.

بدین ترتیب برخی پژوهشگران در زمینه ی منشأ زبانی تبریز و معنای آن، با دشواری مواجه شده اند. همراه با این، کسانی نیز کوشیده اند تا این نام جغرافی را از نظر معنا توضیح دهند. کسانی بر این عقیده اند که نام تبریز از زبان فارسی و از دو جزء تب ¬ ریز تشکیل یافته است. اینان به این روایت استفاده میکنند که گویا زبیده همسر هارون الرشید به تب دچار شده در اینجا بهبود یافته، در اینجا شهری ساخته و نام «تبریز» بر آن نهاده است.

به نظر برخی پژوهشگران این نظریه نخستین بار توسط حمدالله مستوفی در نزهة القلوب مطرح شده است. خاقانی شروانی شاعر آذربایجانی سده ی 12 باطل بودن این نظریه را بیان کرده ولی برخی دانشمندان سده های میانی به نظریه ی قزوینی استناد کرده اند. این در حالی است که نویسنده ی کتاب «عجایب الدنیا» در اوایل سده ی 13 یعنی خیلی پیشتر از قزوینی نظریه ی بنای تبریز توسط زبیده را مطرح کرده است.

با مرور منابع عربی سده های میانی آشکار میشد که زبیده خاتون در آذربایجان نبوده است. از سوی دیگر حمدالله قزوینی ادعا میکند که زبیده خاتون در سال 175 هـ (2-791) بنای تبریز را نهاده است. حال آنکه یاقوت حموی ذکر میکند که در سال 25 هجری (6-645) در دوره ی خلافت عثمان، عبدالله بن شبیل الاحمصی به مغان، تبریز و تیلسان (منطقه ی تالش) حمله کرده و غنیمت گرفته است.الیعقوبی نویسنده ی سده ی نهم در بحث از حوادث سال 141 هـ (9-758) مینویسد: «ابوجعفر، یزیدبن اسید السلمی را به ارمنستان، یزید بن حاتم المهلبی را برای آذربایجان والی تعیین کرد. یمانیان را به آذربایجان کوچانید. در بین کوچندگان رواد بن المثنی الازدی نیز بود. رواد از تبریز تا بذ حاکم شد.» از اینجا روشن میشود که نام تبریز در سال 25 آمده و نظریه ی بنای تبریز در سال 175 توسط زبیده خاتون تماماً اشتباه است. به نظر الیعقوبی نام شهر نه تَبریز بلکه تِبریز است.

کسانی نیز با ارائه ی معنی «نورفشان» برای تبریز، تاریخ بنای شهر را بیشتر به عقب برده و به آتش پرستی ارتباط میدهند. محمد حسین خلف تبریزی برهان (سده ی 17) بنای تبریز را با آتشکده ها مربوط دانسته و عنوان کرده که تبریز در گذشته «آذربادگان» (یعنی نگهبان آتش) نامیده میشد. شاردن هنگامی که در تبریزبوده، به استناد گفته ی میرزا طاهر خزانه دار اداره ی مالیه ی تبریز، معنی این نام را به صورت تاب (نور) + ریز (فشان) (نور فشان) توضیح داده است.

سعید نفیسی با ذکر این نکته که شکل نخستین تبریز به صورت تاب و یا تف بوده، اشاره کرده است که این نام با فورانه ای آتشفشانی سهند ارتباط داشته است. برخی منابع ارمنی تبریز را به صورت تاورز و یا تاورژ به معنای محل انتقام ذکر کرده اند. آنگونه که مشخص است فاوستوس نوزاندی این نامها را در ارتباط با حوادث اواخر سده ی چهارم یعنی زمان زندگی خود ذکر کرده است.

برخی نیز نام تبریز را به معنای «جنبیدن» و «شهر ناراحت» ذکر کرده اند. نخستین بار دانشمند روسی مشهور ای. برزین این نظریه را مطرح کرد. او با تعبیراتی چون «شهری که در آن تب میریزد» و یا «نور فشان» موافق نبوده و مینویسد که این نام را بهتر می بود که در معنای «شهری که ناراحتی میآفریند» درست بدانیم. این احتمال از نظر وقوع چندین زلزله در شهر میتواند درست باشد. این درست است که زلزله های پیاپی شهر را لرزانده اند ولی نسبت دادن این نام به زلزله ها پایه ی علمی ندارد. م. محمدوف از ریشه ی ترکی این نام سخن میگوید. حال آنکه فعلاً بر جهان علم مشخص نیست که اقوام ترک زبان در جایی که «تاوری»، «تارماکیس» و «تاورژ» نام داشته، سکونت گزیده اند.

تارویی- تارماکیس شکل اولیه ی نام تبریز است. همچنان که در بالا گفته شد نختسین بار سارگن دوم در کتیبه ای که به زبان آشوری و در شرح نبردش با اورارتو در سال 714 پ.م نوشته، در این باره بحث نموده است. دانشمند معروف شوروی ای. دیاکونف و ا. علیف در آثار پژوهشی خود درباره ی مادها، پیرامون تبریز نیز اطلاعاتی داده اند.

تارویی- تارماکیس یا همان تبریزی که در کتیبه ی سارگن از آن نام برده شده، در محل کنونی و یا کمی آن طرفتر قرار داشت. بدین ترتیب «تبریز» کنونی نخستین بار به شکل «تارویی- تارماکیس» آمده و بعدها در منابع عربی به صورت «تَبریز» و «تِبریز» و در منابع پارسی «تَبریز»، در منابع پیش از میلاد به گونهی «تاورژ»، «داورژ» و در زبان ترکی محل آذربایجان به شکل «تربیز» قید شده است.

درباره ی «تارویی- تارماکیس» که شکل اولیه ی «تبریز» است، ملاحظات مشخصی از نظر ریشه شناسی وجود دارد. ای. دیاکونف و ع. فاضلی این واژه را در زبان آشوری قدیم به معنای «قلعه ی دو لایه» گرفته اند و خ. هیوبرگ و ای. گرانتوفسکی بر مبنای اوستا، آن را در معنای «دیو»ی که با «تائوری» الهی شده آورده اند.ولی به نظر ما این نام با توری، نام باستان کوه سرخاب ارتباط دارد. کلاویخو مینویسد که «تبریز دشتی در میان دو کوه جای گرفته است. کوه های سمت چپ آن تا اطراف شهر گسترده اند. در شمال آن نیز رشته کوه هایی وجود دارند.»شهر تبریز از سه سمت شرق به سرخاب، غرب به یانیق و جنوب به سهند محدود است.

کنتارینی که نام تبریز را با کوه ارتباط داده، مینویسد که: «در نزدیکی این شهر چند کوه سرخ فام مشاهده میشود. میگویند که کوههای توری نامیده میشوند.» به نظر ما این باید کوه سرخاب باشد. توماس هربرت و آدام اولئاریوس نیز اشاره میکنند که نام تبریز از کوهی به نام «تاوروز» برداشته شده است. چرا که این شهر در دامنه ی همین کوه است. آدام اولئاریوس مینویسد که امروزه تبریز در دامنهی کوهی به نام «توروس» واقع شده است.

منبع: آزاد


Yaziçi:Polat Alemdar

Edit:1390/08/3-21:38

آرشیو موضوعی(Bölmələr)

آرشیو(Arşiv)

آخرین پستها(Son Yazilar)

نویسندگان(Yaziçilar)

لینکدونی(Link)

نظرسنجی

  • آیا این وبلاگ رضایت شما را جلب کرده است؟



آمار وبلاگ(Ziyarət)

  • (Hepsi)کل بازدید :
  • (Bu Gün)بازدید امروز :
  • (Dünən)بازدید دیروز :
  • (Bu Ay)بازدید این ماه :
  • (Keçmiş Ay)بازدید ماه قبل :
  • (Yaziçi Sayisi)تعداد نویسندگان :
  • (Yazi Sayisi)تعداد کل پست ها :
  • (Son Bakiş)آخرین بازدید :
  • (Son Gündələmə)آخرین بروز رسانی :

(Axtariş)جستجو


اوقات شرعی

رنک الکسا

ابزار هدایت به بالای صفحه