تبلیغات
Günaydın Azərbaycan - معمای سفره "هفت سین" - ناصر منظوری
Günaydın Azərbaycan

Hoşgeldiniz
Welcome to Azerbaijani Weblog

Mudur : Polat Alemdar

معمای سفره "هفت سین" - ناصر منظوری

1390/12/19  Time: 19:10

Bu Yazinin Bölməsi: Dil və Ədəbiyat ( زبان و ادبیات) ، General(عمومی) ،

معمای سفره "هفت سین"
ناصر منظوری


برکت­لردن یئددی­سین قویماق!
(از آن­هایی که "برکت" به حساب می­ آیند هفت­ تایش را گذاشتن!)

آنچه که امروزه از طریق تفسیرهای غیرمعتبر از لحاظ تاریخی، مردم شناسی، فولکلورشناسی و اسطوره ­شناسی به عنوان هفت­ سین در جامعه معروف شده و در سر سفره­ تحویل سال گذاشته می­شود نیز مطلبی است که بعدا مورد بحث قرار خواهد گرفت. با این تفاوت که در اینجا بیشتر بحث واژگانی و زبانی خواهد شد ولی در آنجا از دیدگاه تفکر اسطوره­ ای.

در بحث از اصطلاح "هفت سین" لازم است که پسوند "-سین" در ترکی توضیح داده شود.
همانگونه که همه­ زبانشناسان می­دانند در پاره­ ای از زبان­ها از جمله زبان لاتین، زبان یونانی، زبان روسی، زبان ترکی . . . اسم و صفت صرف می­شود که به declension موسوم است.

در ترکی، هنگامی که اسم یا صفت در وضعیت "رائی" (accusative) باشد _در صورتی که به مصوّت ختم شود_ پسوند "سین" خواهد گرفت، مثل: "آتاسین گؤردوم!" (پدرش را دیدم!) چون واژه­ "آتا" (پدر) به مصوّت ختم می­شود پس در وضعیت "رائی" پسوند "ـ سین" گرفته است. از این رو است که این نمونه از واژه­ ها که در پی می­ آید نیز در همان وضعیت پسوند "ـ سین" خواهند گرفت: آتا، دده، باجی، اوجا، کؤلگه (سایه). . . به این صورت: آتاسین، دده­سین، باجی­سین، اوجاسین، کؤلگه­سین. . .

در مورد عددها نیز همینگونه است. عددهای ایکی (2)، آلتی (6، می­شوند در وضعیت "رایی" پسوند "ـ سین" خواهد گرفت، مثل: ایکی­سین _2سین (2ـتایش را)، آلتی­سین _6سین (6ـتایش را)، یئددی­سین _7سین (7ـتایش را)، اون­ایکی­سین _12ـسین (12ـتایش را)، ییرمی­سین _20ـسین (20ـتایش را)، اللی­سین _50ـسین (50 ـتایش را). . .


معمای سفره­ی تحویل سال
آنگونه که پاره­ ای به اسم متخصص تلاش می­کنند تا تفسیر و توجیه کنند واقعا هم این امر تبدیل به یک چیستان ­شده. حال آنکه مسأله بسیار بسیار ساده است.

به هنگام تحویل سال از تمامی برکت­های زندگی نمونه­ ای را در سفره­ تحویل سال می­گذارند تا این برکت­ ها از سال کهنه به سال نو منتقل شود و به این ترتیب جریان زندگی ادامه یابد.

این برکت­ها عبارتند از:
1. گؤی برکتی و آیدین­لیق (برکت آسمان و روشنایی)
2. سو برکتی (برکت آب)
3. یئر برکتی (برکت زمین)
4. حئیوان برکتی (برکت حیوانی)
5. آغاج برکتی (برکت درخت)
6. آلـوئر برکتی (برکت داد و ستد)
7. گؤیه­رمک برکتی (برکت رویش _از سال کهنه به سال نو)

همانطور که ملاحظه می­شود از "گؤی" (آسمان) شروع شده و به "گؤیه­رمک" (روییدن) (گؤی [آسمان]، ار [دارای حرکت]، مک [علامت مصدر] _به سوی آسمان حرکت کردن) ختم می­گردد!

1. "قرآن" و "آینا" (آینه) به عنوان برکت آسمانی و روشنایی (که آن هم از آسمان است). واژه­های "آینا" و "آیدینلیق" با "آی" (ماه) مرتبطند و نام دیگر آینه یعنی "گوٍزگو" با مجموعه­ واژگانی "گوٍن" (خورشید) مرتبط است.
(قبل از اسباب­کشی به­ خانه­ ی جدید نیز اول قرآن و آینه برده می­شود.)

2. سو (آب). به عنوان برکت آب. علاوه بر خود آب در جایی که ماهی هست با گذاشتن ماهی (قرمز که رنگ مبارک است) به عنوان برکت آب. حالا هم که خوردن ماهی در شب عید همه­  گیر شده (بهره­مندی از برکت آب!)
3. قوْوورغا (گندم و عدسِ برشته _قرمزگون به نشانه­ی مبارکی و رد نحوست زمستان) به عنوان برکت خاک و زمین، در جاهایی نیز سمنو.
4. بویانمیش یومورتا (تخم مرغ رنگ شده با پوست پیاز _رنگ قرمز, رنگ مبارک_ به نشانه­ ی رد نحوست زمستان) به عنوان برکت حیوانی.
5. آلما، ایـیْده. . . (سیب، سنجد. . . به رنگ قرمز _رنگ مبارک_ و به نشانه­ ی رد نحوست زمستان) ("آلما" داستان خود را نیز دارد که بحث شده) به عنوان برکت سردرختی.
6. سیککه (سکّه) به عنوان برکت داد و ستد.
7. گؤیه­رتی (روییدنی). سبزی رویانده شده به عنوان سمبل انتقال زایش و رویش از سال کهنه به سال نو.

اکنون ببینیم با این هفت مورد چکار می­کنند.درآغاز سال باید تک-تک افراد از همه­ این موارد استفاده کنند تا برکت به وجودشان منتقل گردد.

1. قرآن را می­خوانند و در آینه نگاه می­کنند.
2. قبل از تحویل سال دسته­ جمعی سوره­ "یاسین" را می­خواندند و به سوی آب فوت می­کردند. بعد از تحویل سال از آن آب می نوشیدند. در ضمن، خوردن ماهی در شب عید خود بهره­ مندی از برکت آب است که البته در قدیم همه جا امکان­پذیر نبود.
(توضیح: این کار به صورت جمعی در ساعتی قبل از تحویل سال، در خانه و یا محلی که برای تحویل جمع می­شدند صورت می گرفت.)
3. گندم، عدس و . . . را برشته می­کنند و پس از تحویل سال می­خورند. در جاهایی که سمنو رسم باشد نیز باخوردن از سمنو، در واقع، برکت خاک را به وجود خود منتقل می­کنند.
4. با قراردادن تخم مرغ پخته در سفره و خوردن آن پس از تحویل سال در واقع از برکت حیوانی بهره­ مند شده برکت آن را به خود منتقل می­سازند.
5. قراردادن میوه­ هایی از قبیل سیب و سنجد و. . . (آن­هایی که تا آن زمان شادابی خود را حفظ می­کنند.) با خوردن آن­ها در واقع از برکت درخت بهره­ مند می­شوند.
6. با قراردادن سکّه در سفره و سپس حفظ آن در طول سال (شاید هم در جیب) در واقع برکت داد و ستد را به خود منتقل می­کنند.
7. رویاندن و سبز کردن سبزه، گذاشتن آن در سفره و در نهایت انداختن آن به صحرا سمبلی است از انتقال و استمرار رویش از سال کهنه به سال جدید.

برکت­لردن یئددی­سین قویماق!
(از برکت­ها هفتایش را گذاشتن!)

به این ترتیب برکت از سال کهنه به سال نو منتقل شده و در نتیجه تداوم می­یابد. و این یک تفکر اسطوره ­ای است که ضمنا منطق عینی، واقعی و رئالیستی خود را نیز در خود دارد. من یکی که منطق "سرکه" و "سماق" و. . . را نفهمیدم _که چیزی جز سر از تفکر خرافه­ ای در آوردن چیز دیگری نیست، آن هم به کمک برخی از اساتید دانشگاه.

حال، ببینیم، اگر کسانی این همه برکت را نداشتند چکار می­کردند.
به شکرانه­ این تداوم، از هر خانه­ ای بشقابی از این برکت­های داشته خود را می­آوردند. درجایی آن­ها را روی­ هم می­ریختند و قاطی می­کردند. پس از آن، هرکسی یک بشقاب از آن مخلوط برمی­داشت و به خانه ­ی خود می­برد.
به این سهمی که هرکس بر می­داشت و به خانه خود می­برد "جمع پایی" (سهم از جمع) گفته می­شد و برکت آن بسیار حرمت داشت. به گونه­ ای که اگر آن موقع کسی از اعضای خانواده در خانه حضور نمی­داشت (از قبیل غربت رفتن، در سربازی بودن) سهم او را از آن "جمع پایی" نگه می­داشتند.
با این عمل زیبا نه تنها کسانی که "ندار" بودند نیز سهمی می­بردند تا تمامی برکت­ها را به سال نو منتقل کنند بلکه برکت جمعی نیز ارج نهاده می­شد. مردم نیز, ضمن حفظ عزت نفس، احساس یگانگی می­کردند.
این سفره با این نمادهای مادی و معنوی به همراه انسان­هایی که دور آن می­ نشستند واقعی­تر از آن می­زیستند که به خرافات آلوده باشند _حداقل اینکه خرافه­ ی جمعی وجود نداشت. آرزوی آن­ها نیز در دعای تحویلشان متبلور بود: "یا مقلّب القلوب. . . حوِّل حالنا الی احسن الحال!"

برکت­لردن یئددی­سین قویماق!
(از برکت­ها هفتایش را گذاشتن!)
"دیل دوزون دئیه­ر!" (راست و درستش را زبان می­گوید) "دیل دوٍز دئیه­ر!" (حرف راست را زبان می­زند!)
این­ها گفته­ های مردم عادی است. زمانی که کسی حرفی را می­زند ولی ناخواسته در زبانش کلمه­ی دیگری جاری می­شود شنونده گفته های بالا را می­گوید. یعنی: "درستش آنی است که ناخواسته از زبانت پرید."
در تحقیقات نیز راست و درستش را خود زبان در خود نهفته دارد و مدرک اصلی اینجاست، نه تفسیرهای غیر علمی.
"دیل دوٍز دئیه­ر!"
یایین حاققی قورونور و بایقوش-وندور



Yaziçi:Polat Alemdar

Edit:1390/12/29-12:24

آرشیو موضوعی(Bölmələr)

آرشیو(Arşiv)

آخرین پستها(Son Yazilar)

نویسندگان(Yaziçilar)

لینکدونی(Link)

نظرسنجی

  • آیا این وبلاگ رضایت شما را جلب کرده است؟



آمار وبلاگ(Ziyarət)

  • (Hepsi)کل بازدید :
  • (Bu Gün)بازدید امروز :
  • (Dünən)بازدید دیروز :
  • (Bu Ay)بازدید این ماه :
  • (Keçmiş Ay)بازدید ماه قبل :
  • (Yaziçi Sayisi)تعداد نویسندگان :
  • (Yazi Sayisi)تعداد کل پست ها :
  • (Son Bakiş)آخرین بازدید :
  • (Son Gündələmə)آخرین بروز رسانی :

(Axtariş)جستجو


اوقات شرعی

رنک الکسا

ابزار هدایت به بالای صفحه